میشه مث اولین گریه بعد سال نواولین اشکی که با یه عالمه حسرت از چشمم میاد پائینمیشه یه بغل سکوت سردمیشه قصه هایی ک هپراشون رو مجبورم بکنمتا بال نداشته باشن واسه پروازمیشه بغض داشتن یه زندگیه خوبمیشه آرزو کردن مرگتا بالامو باز میکنم واسه بالا رفتن با سر میخورم زمیننه صدایی مونده برام نه حتی کلامی برای حرفعاجزانهباالتماسباشکبادل شکستهبانگاه خستهبادلی پراز
برچسب:
نویسنده: مریم رجبی
تاريخ: يکشنبه
16 ارديبهشت
1397 ساعت: 13:00